ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )
115
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )
محمد صلّى اللّه عليه و آله همچنين با جنگ گريزى عثمان سازش مىكرد . او عثمان را از شركت در جنگ بدر معاف كرد تا از رقيه كه بيمار بود مراقبت كند ، امّا سهمى از غنايم را به او داد . گفتهاند . كه فرار عثمان از جنگ احد با نزول آيهاى بخشيده شد . در هر موردى كه توجيهپذير بود ، پيامبر او را از شركت در جنگ معاف مىكرد و وظايف ديگرى به او وامىگذاشت . از چشمگيرترين فضائلى كه به او نسبت دادهاند استفاده از ثروت شخصىاش در جهت پشتيبانى گسترده از محمد صلّى اللّه عليه و آله و جامعه اسلامى بود . « 1 » امّا اين سخاوتمندى چيزى از ثروت بيكران او نكاست . شاهد اين امر ، زندگى مجلل او در مدينه و جهيزيههاى شاهانهاى است كه حاضر بود براى ازدواجهاى خود بپردازد . « 2 » او در مدينه نيز همچون مكّه و حبشه قافلههاى بازرگانى داشت . ولى براى محمد صلّى اللّه عليه و آله در زمينه مذاكره سياسى با اشراف مكه ، كه عثمان را قبول داشتند ، بويژه در موقعيت حساس حديبيّه بيش از همه مفيد واقع شد . عثمان با آنكه بازرگان برجسته و بسيار موفّقى بود ، هيچگاه پيش از انتخاب شدنش به خلافت ويژگيهاى لازم براى رهبرى اجتماعى را از خود نشان نداده بود . در بين شش عضو شوراى منتخب ، او تنها كسى بود كه محمد صلّى اللّه عليه و آله يا يكى از دو خليفهء پيشين ، فرماندهى حمله يا سپاهى را به وى واگذار نكرده بودند . او پيش از انتخاب خود هيچ گونه جاهطلبى سياسى در سر نداشت و حتى بندرت خود را نامزد بالقوهء خلافت تصور كرده بود . امّا بر خلاف نظر ولهاوزن ، انتخابكنندگان او را براى آن برنگزيدند تا بتوانند از ضعف و عدم قابليتش بهره ببرند ، « 3 » بلكه وى را به منزله تنها رقيب قدرتمند على عليه السّلام مطرح كردند . عثمان كه به پيامبر نزديك و مورد لطف او بود و دو بار داماد وى شده بود ، بهتر از ديگران مىتوانست با خويشاوندى نزديك على عليه السّلام با پيامبر رقابت كند . مهمتر
--> بزرگ شده و تو تندخويى . . . با وى سختى كنى و با فرزند أبو بكر رفتارى كنى كه حق تو نيست . سپس گفت : « . . . بهتر از او به تو نشان مىدهم : ام كلثوم دختر على بن ابى طالب عليه السّلام كه به وسيله او با پيامبر خدا خويشاوند شوى » ( طبرى ، ج 1 ، ص 2732 ) . ( 1 ) ابن عساكر ، عثمان ، ص 46 - 70 . ( 2 ) مطمئنا گفتهء جعيط در اختلاف بزرگ : مذهب و سياست در صدر اسلام ، پاريس ، 1989 ، 227 مبنى بر اينكه « عثمان تمام ثروتش را در راه اسلام داد » صحت ندارد . ( 3 ) ولهاوزن ، سلطنت عرب و سقوط آن ، برلن ، 1902 ، ص 26 .